مؤلف کشف الاسرار

پیش از آنکه اجزای پراکنده تفسیر کشف الاسرار توسط آقای حکمت، جمع‏آوری و به صورت یک دوره کامل ده‏جلدی عرضه گردد، درباره مؤلف این تفسیر، ابهامهایی وجود داشت. آقای محیط طباطبایی، در مورد قسمتی از این تفسیر که در کتابخانه‏اش بوده، می‏گوید: «نشانی از نویسنده و نام کتاب در دست نبود، تا آنکه ضمن جستجو در فهرست کتابخانه آستان رضوی، به قسمت دیگری از این تفسیر به نام تفسیر خواجه عبدالله انصاری برخوردم، و در مشهد ضمن تفتیش نسخ تفسیر فارسی قدیمی، با قسمت دیگری از این تفسیر آشنا شدم که مربوط به اول کتاب و مشتمل بر مقدمه و نام کتاب دیگری از این تفسیر و سال تالیف آن بود. ولی چون حاجی خلیفه در کشف الظنون، تفسیری فارسی به همین نام را به سعد الدین تفتازانی نسبت داده، نویسنده فهرست کتابخانه آستان‏قدس،نام‏مؤلف‏این‏تفسیر را که در مقدمه آن صریحا کشف‏الاسراروعدة‏الابرار،خوانده‏شده، سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی متوفای 791 هجری، نوشته است‏».

مرحوم معین هم در مقاله‏ای، آن را با نام تفسیر فارسی انصاری معرفی کرده است; و محمد سرور مولایی در مقدمه طبقات الصوفیه، در سه نوبت، تفسیر کشف‏الاسرار را به خواجه نسبت داده و بعد می‏گوید:

«ممکن است تنظیم کتاب به صورتی که اکنون در دست است، تلاش مرید و شاگرد او، ابوالفضل رشید الدین میبدی باشد» و آقای عبدالحی حبیبی نیز در مقدمه‏ای که برای طبقات الصوفیه نگاشته است، کشف الاسرار را از تالیفات خواجه به شمار آورده است. در پاورقی تفسیر مواهب علیه نیز یک جا به مناسبت ذکر عبارتی از تفسیر کشف الاسرار آمده است: «این کشف الاسرار از سعدالدین مسعود بن عمر تفتازانی است‏»; و در جای دیگر، تفسیر کشف‏الاسرار را به خواجه عبدالله انصاری نسبت داده است. در فهرست کتب خطی آستان قدس رضوی (1304) ذیل حرف «تاء» چنین آمده است: «تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار، اثر تفتازانی است و کشف الظنون، آن را اشتباها به رشیدالدین میبدی نسبت داده است.» در قسمت مخزن کتب خطی کتابخانه مذکور، دو نسخه از این تفسیر وجود دارد، در صفحه اول یکی از آنها که کتاب خطی نسبتا قطوری است، چنین نوشته است:

اسم کتاب: کشف‏الاسرار وعدة‏الابرار فارسی از آیه اول بقره تا 192 آن - اثر: میبدی، تالیف: سعدالدین تفتازانی و در صفحه اول دیگری چنین آمده است:

اسم کتاب: کشف الاسرار وعدة الابرار فارسی، اثر: خواجه عبدالله انصاری، تالیف: میبدی .

ولی پس از جمع‏آوری و چاپ اجزای آن، دیگر آن ابهامها برطرف شده و اکنون این تفسیر از تالیفات ابوالفضل رشیدالدین میبدی شناخته شده است.

لیکن مقتضای تحقیق آن است که در مورد دلیل این استناد دقت‏شود، چرا با اینکه این تفسیر به تفسیر خواجه عبدالله انصاری معروف است، از تالیفات او به شمار نمی‏آید; و چرا با اینکه حاجی خلیفه در کتاب «کشف الظنون‏» تفسیری را به همین نام به سعدالدین تفتازانی نسبت داده، این تفسیر از تالیفات او نباشد؟ برای اثبات اینکه مؤلف این کتاب شخصی غیر از تفتازانی و خواجه انصاری است، سه دلیل می‏توان ذکر کرد:

1 - مؤلف همه جا در نوبت ثالثه با عنوان پیر طریقت‏یا شیخ الاسلام انصاری و گاهی هم با قید رحمت‏بر او باد، از خواجه یاد می‏کند و این خود دلیل آن است که این تفسیر پس از او نوشته شده و مؤلف آن، غیر از خواجه است.

2 - از دو مورد در این کتاب، استفاده می‏شود که در قرن ششم نوشته شده و در دیباچه کتاب نیز تصریح شده است که آغاز تالیف کتاب 520 هجری قمری بوده است. از سوی دیگر خواجه عبدالله انصاری در سال 481 وفات کرده است و تفتازانی نیز متوفای 791 هجری است. بنابراین، نمی‏توان این کتاب را از تالیفات تفتازانی یا خواجه عبدالله انصاری دانست.

3 - مؤلف تفسیر در دیباچه، صریحا می‏نویسد: «من کتاب شیخ الاسلام عبدالله بن محمد انصاری را در تفسیر قرآن مطالعه نمودم و چون در غایت ایجاز بود، تصمیم گرفتم که بال سخن را در آن باز نموده، عنان زبان را در شرح آن رها سازم‏». این عبارت به خوبی نشان می‏دهد که این تفسیر، شرح بر تفسیر خواجه است نه خود آن. البته این تفسیر شرح متن کتاب خواجه نیست، بلکه مطالب خواجه همان نکته‏هایی است که در نوبت ثالثه با عنوان پیر طریقت، شیخ‏الاسلام انصاری و امثال آن، نقل می‏شود و چه بسا علت نسبت این کتاب به خواجه هم ناشی از سوء برداشت از همین عبارت دیباچه باشد.

میبدی در آینه کشف الاسرار

یکی از بهترین راههای شناسایی مؤلف تفسیر کشف الاسرار خود تفسیر اوست و ما پس از ذکر مقدمه جویای شناسایی میبدی از طریق تفسیر او می‏شویم.

الف) دوران زندگی او

هرچند زمان تولد و وفات او را نمی‏توان از این تفسیر به دست آورد، ولی دیباچه و قسمتی از مندرجات آن گویای این است که میبدی در قرن ششم هجری می‏زیسته است و این تفسیر را از سال 520 به بعد به رشته تحریر در آورده است. ایشان در دیباچه می‏گوید: «وشرعت‏بعون الله فی تحریر ما هممت فی اوائل سنة عشرین و خمسماة وترجمت الکتاب بکشف الاسرار و عدة الابرار».

در ذیل آیه کریمه «واذ واعدنا موسی اربعین لیلة‏» نوشته است: «موسی از امت‏خویش چهل روز بیرون شد، امت وی گوساله پرست‏شدند و اینک امت محمد(ص) پانصد و اند سال گذشت تا مصطفی(ع) از میان ایشان بیرون شده، و دین و شریعت او هر روزه تازه‏تر و مؤمنان بر راه راست و سنت او هر روز پاینده‏تر بنگر. پس از پانصد سال رکن دولت‏شرع او عامر، عود ناضر، شاخ مثمر، شرف مستعلی، حکم مستولی‏».

در ذیل آیه کریمه «...والربانیون والاحبار بما استحفظوا من کتاب الله...» در نوبت ثالثه می‏نویسد: لاجرم پانصد سال گذشت تا این قرآن در زمین، میان خلق است‏با چندان خصمان دین که در هر عصری بودند، هرگز کس زهره آن را نداشت و قوت نیافت و راه نبرد به حرفی از آن بگردانیدن یا به وجهی تغییر و تبدیل در آن آوردن‏».

در بیان رموز و اشارات «حم عسق‏» می‏گوید: «هر حرفی از این حروف، اشارت به علو مرتبت و کمال کرامت مصطفی است -صلوات‏الله و سلامه علیه- که در خزائن غیب اوست که جواهر دولت دارد، و در دست روزگار اوست که حقوق جلالت دارد. پس از پانصد و اند سال، تباشیر صبح روز دولت‏شریعت او تابنده و شمع شمایل شرف سنت او فروزنده‏».

عبارات فوق به روشنی دلالت‏بر آن دارد که کتاب در قرن ششم تالیف شده است، ولی این مطلب با زمان مطرح شده در موارد زیر سازگار نیست.

در ذیل آیه کریمه «وبالحق انزلناه وبالحق نزل‏» نوشته است: «موسی را معجزه‏ای دادم که دست دشمنان به وی رسید، مصطفی عربی(ص) را معجزه‏ای دادم که دست هیچ دشمنی هرگز به وی نرسید، ششصد و اند سال گذشت تا هزاران دشمنان ازین زندیقان و خصمان دین کوشیدند تا در قرآن طعنی زنند و نقصی آرند نتوانستند، همه رفتند و قرآن بی‏عیب و نقصان بماند، خود می‏گوید جل جلاله وتقدست اسمائه: «وبالحق انزلناه وبالحق نزل‏».

در نسخه توپ قاپوسرای در ذیل آیه کریمه «وواعدنا موسی اربعین لیلة‏» چنین آمده است: «بنگر پس از هشتصد سال رکن دولت‏شرع او عامر، عود ناضر...».

آقای محیط طباطبایی در بیان خصوصیات نسخه‏ای از این تفسیر که در کتابخانه ملی ملک وجود دارد می‏نویسد: «و در خاتمه تفسیر به آیه 172 از همان سوره (بقره) به اضافه این عبارت ختم می‏شود: «تم الربع الاول من کتاب کشف الاسرار و عدة الابرار فی تفسیر کلام الله الغفور القهار فی الثانی و العشرین من شهر ذی قعدة سنة ثلث و العشرین وثمانماة‏»

در رفع این ناسازگاری می‏توان گفت‏با توجه به تعدد و هماهنگی عباراتی که دلالت‏بر تالیف کتاب در قرن ششم داشت، باید سه عبارت دیگر را که با یکدیگر نیز ناسازگارند معلول اشتباه کاتبان و نسخه‏برداران دانست; بویژه آنکه نسخه توپ قاپوسرای با عبارت صدر آن جمله تاریخ تالیف را پانصد و اندی می‏داند ناسازگار است و عبارت سوم که زمان تالیف را قرن نهم می‏داند می‏تواند زمان نسخه‏برداری از کتاب پس از فوت میبدی را مد نظر داشته باشد.

سخن آقای دانش‏پژوه‏که حسین‏بن‏علی‏گویا (719 ه.) نسخه کتاب فصول را از روی خط میبدی نوشته است و ما در آینده آن را نقل خواهیم کرد، بر فرض ثبوت، گواه دیگری است‏بر عدم صحت عبارت نسخه توپ قاپوسرای و نسخه کتابخانه ملی ملک; زیرا این سخن حاکی از آن است که میبدی قبل از سنه 719 ه . می‏زیسته است.

ارتباط میبدی  با خواجه انصاری

عبدالحی حبیبی و محمد سرور مولایی، میبدی را از تلامیذ و معاصران خواجه عبدالله انصاری معرفی کرده‏اند و رضا انزابی‏نژاد احتمال داده است که وی محضر درس خواجه را درک کرده باشد. محمد مهدی رکنی آورده: «احتمال اینکه میبدی از معاصران و تلامیذ خواجه عبدالله انصاری باشد بعید به نظر می‏رسد، زیرا از او به عنوان شخصی در نام می‏برد و به دعاهایی چون «قدس الله روحه‏» و «رحمه الله‏» از مقتدای خود یاد می‏کند و اشاره هم به درک حضورش نمی‏نماید».

ما برای تحقیق در این مطلب به سراغ تفسیر کشف الاسرار می‏رویم تا ببنیم از آن چه استفاده می‏شود، ولی قبل از آن چند جمله‏ای در معرفی خواجه انصاری تقدیم می‏داریم:

خواجه عبدالله انصاری از رجال بزرگ بزرگ تصوف و دارای تالیفات متعددی در این موضوع است. در سال 396ه . در هرات متولد شده و پس از فراگیری حدیث وتفسیر و فقه نزد استادان شافعی در سال 417 ه . برای تکمیل معارف به نیشابور رفته و برای استفاده از خلال بغدادی به بغداد سفر نمود و پس از طی مراحل و جمع وضبط احادیث‏به زادگاه خویش برگشت و به تربیت مریدان پرداخت و با علم کلام به مخالفت‏برخاست و به تالیف کتابی بر ضد کلام همت گماشت و به این جهت‏به دستور خواجه نظام الملک از آن سامان تبعید شد. وی در شهر هرات مریدان زیادی داشت و به شیخ الاسلام شهرت یافت و سرانجام در سال 481 ه. در هشتاد و پنج‏سالگی وفات نمود.

میبدی در دیباچه تفسیر کشف الاسرار او را چنین توصیف می‏نماید: «کتاب فرید عصر و وحید دهر شیخ الاسلام ابو اسماعیل عبدالله بن محمد بن علی انصاری قدس الله روحه را در تفسیر قرآن و کشف معانی آن مطالعه کردم‏»; و در اکثر موارد از نوبت ثالثه این تفسیر، او را با عناوینی از قبیل پیر طریقت، عالم طریقت، شیخ الاسلام انصاری، پیر صوفیان، پیر بزرگ، پیر طریقت و جمال اهل طریقت، عالم طریقت و پیشوای اهل حقیقت‏شیخ‏الاسلام انصاری، الامام شیخ الاسلام عبدالله انصاری، پیر طریقت‏شیخ الاسلام انصاری عالم طریقت عبدالله انصاری، و شیخ‏الاسلام عبدالله انصاری یاد نموده و مطالبی شیوا با نثری جذاب و زیبا از او نقل شده است و در مواردی با کلمات قدس الله روحه و رحمة‏الله او را دعا نموده است.

هرچند فاصله زمانی میبدی از خواجه عبدالله انصاری در حدی نیست که امکان حضور یافتن در درس خواجه را از او منتفی نماید و دعاهایی از قبیل رحمة‏الله و قدس الله روحه نیز با اینکه شاگرد وی باشد منافاتی ندارد; زیرا ممکن است در عنفوان جوانی (مثلا از سن پانزده تا بیست و پنج‏سالگی) به درس خواجه حضور یافته و در اواخر عمر خویش (مثلا از سن شصت و چهار سالگی به بعد) به تالیف کشف الاسرار و شرح تفسیر موجز خواجه همت گماشته باشد، ولی عبارات و عناوین مزبور دلالتی ندارد بر اینکه میبدی شاگرد خواجه باشد و کلمه دیگری هم که دال بر این مطلب باشد در آن تفسیر یافت نشد. بلی، توصیف مزبور و عناوین فوق گویای آن است که خواجه در نزد میبدی از عظمت‏خاصی برخوردار بوده و نسبت‏به خواجه و نوشته‏های او ارادت و عنایت ویژه‏ای داشته و از معتقدان و مریدان او بوده است و تشابه و تقارب تامی که بین عقاید و افکار و آثار خواجه و او به چشم می‏خورد، از آثار همان اعتقاد و ارادت است. لذا آقای عبدالحی حبیبی را بر آن داشته تا بگوید نویسنده طبقات الصوفیه‏ای که به املای خواجه است همان میبدی است. از این بیان معلوم شد که هجرت وی به هرات و بلاد خراسان که مورد حدس بعضی قرار گرفته است، نیز محرز نیست; زیرا استفاده علمی از نوشته‏ها و آثار خواجه مستلزم سفر به آن بلاد نمی‏باشد.

پس استاد یا اساتید او ناشناخته‏اند و محل تحصیل و تعلم و فعالیت علمی او نیز مانند محل وفات و دفن وی نامعلوم است. تنها از اشتهار او به لقب «میبدی‏» و انتساب او به «میبد» می‏توان استفاده کرد که زادگاه او شهر میبد بوده است.

/ 3 نظر / 42 بازدید
سيد عليرضا شمس نيا

سلام وبلاگ خوبی داريد مظالب آن جالب بود موفق باشيد وبلاگ شـمـسـه بروز شد به ما سری بزنيد

سيد محمد حسين مصطفوی

سلام. وبلاگ جالبی داريد، به عنوان يک همشهری از اينکه برای حفظ فرهنگ و تاريخ اين شهر کهن تلاش ميکنيد از شما تشکر ميکنم. من هم در وبلاگم(azadiestan.blogfa.com) منتظرتان هستم. ---------------:«به زودی منتشر میشود»----------- کتاب:"تذکره مشاهير ميبد" پژوهش و تحقيق:"محمد کارگر شورکی" و با سرمايه شخصی:" سيد محمود مصطفوی " زير چاپ رفت و به زودی منتشر ميشود.